klein tools معنی انبردست بینی بلند

مرد معتاد شیشه‌ای از تصاوير زنش سوءاستفاده می‌کرد- klein tools معنی انبردست بینی بلند ,Sep 21, 2011·مرد معتاد شیشه‌ای از تصاوير زنش سوءاستفاده می‌کرد. زنم از دستورات من سرپیچی می‌کند او بی‌دلیل بهدیکشنری تخصصی | معنی milling cutter head به فارسی | ترجمه ...برای جستجوی معنی اصطلاحات انگلیسی، عبارت خود را در کادر جستجو به صورت انگلیسی تایپ نمایید. همچنین برای یافتن معانی انگلیسی یک کلمه فارسی، لغت خود را به صورت فارسی تایپ کرده و جستجو کنید.



معنی lean به فارسی - فست دیکشنری

معنی lean به فارسی, تکیه کردن، تکیه زدن، پشت دادن، کج شدن، خم شدن، متکی شدن، تکیه دادن به طرف، تکیه کردن به، پشت‌گرمی داشتن به، خم کردن، کجی، لاغر، نزار، نحیف، اندک، ضعیف، کم سود، بی‌حاصل

معنی tool به فارسی - فست دیکشنری

معنی tool به فارسی, ابزار، الت، شکل دادن، مجهز کردن، آلت، افزار، ابزار، اسباب، آلت دست، دارای ابزارکردن، به‌صورت ابزار درآوردن

tool ، معنی کلمه tool به فارسی ، آبی دیکشنری

tool ، معنی کلمه tool به فارسی ، آبی دیکشنریnoun implements: We need some tools to do the job.

معنی tool - دیکشنری آنلاین آبادیس

آبادیس - معنی tool = معنی : ساز، اسباب، الت، ابزار، افزار، الت دست، برگ، شکل دادن، دارای ابزار کردن، بصورت ابزار دراوردن، مجهز کردن معانی دیگر: آچار، کاچار، دست افزار، بساط، (جمع) لوازم، کارافزار، ماشین افزار،